سيد علاء الدين محمد گلستانه

202

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

او را در شنيدن غنا ، رخصت داده‌ايد . فرمود كه : دروغ گفته آن زنديق . به غير اين نبود كه از من سؤال كرد كه : غنا ، چون است ؟ گفتم : مردى از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام اين را سؤال كرد . آن حضرت فرمود كه : وقتى كه خداى تعالى ، حقّ و باطل را از يكديگر جدا سازد ، غنا در كجا خواهد بود ؟ آن مرد گفت : با باطل خواهد بود . پس آن حضرت عليه السلام فرمود كه : تو خود ، حكم كردى . « 1 » و كلينى رحمه الله همين مضمون را به روايت يونس از آن حضرت ، روايت كرده ، « 2 » و حِميَرى در كتاب قرب الإسناد و كشّى در رجال ، موافق ابن بابويه از ريّان بن الصلت روايت كرده‌اند . « 3 » و كلينى رحمه الله از عبد الأعلى روايت كرده كه گفت : از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام سؤال كردم از غنا و گفتم : ايشان مىگويند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله رخصت داده كه بگويند : « جِئْناكُمْ جِئْناكُم حيونا حيونا نحيكم » . فرمود : دروغ مىگويند . به درستى كه خداى - عزَّ و جلَّ - مىفرمايد : « وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ * لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ * بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ » ؛ « 4 » يعنى : ما آسمان‌ها و زمين را از روى بازى نيافريده‌ايم و اگر ارادهء لهو مىكرديم ، هر آينه ، نزد خود خواستيم كرد ( يعنى چنان مىكرديم كه خلايق ، اطّلاع نيابند ) ؛ زيرا كه قادر بر اخفاى عيب « 5 » هستيم يا آن كه اگر زوجه و ولد مىخواستيم ، از ملائكه اختيار مىكرديم و لهو را به فعلِ باطل و زوجه و ولد ، تفسير كرده‌اند ) ؛ بلكه ما مىزنيم حق را بر باطل ، ( چنانچه سنگى بر سر كسى زنند كه سرِ او را به نوعى بشكند كه اثر آن ، به مغزِ سر برسد و زنده نماند . يعنى به حُجَج و دلايل ، شُبهات را باطل مىكنيم تا اثر از آنها نماند ) و « وَيْل » ، از براى شماست ، به سبب آنچه وصف مىكنيد ( و « وَيل » ، كلمهء عذاب است يا وادى يا چاهى است در جهنّم يا به معنى هلاك [ شدن ] و افتادن در مشقّت و عذاب است ) . بعد از آن ، حضرت فرمود كه : وَيل از براى فلان ، مهيّاست يا واى بر او از آنچه وصف مىكند ! او مردى است كه در مجلس ، حاضر نبوده ؛ يعنى بىاطّلاع ، سخن مىگويد . « 6 » و مراد از لفظ « فلان » ، مردى است كه نسبت تجويز غنا به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله داده . و از اين دو حديث ، ظاهر مىشود كه جمعى كه به سبب متابعت هوا ، راغب به استماع غنا مىبوده‌اند ، دروغ بر

--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 17 ، ح 32 . ( 2 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 435 ، ح 25 . ( 3 ) . قرب الإسناد ، ص 342 ، ح 1249 ؛ رجال الكشّى ، ج 2 ، ص 791 ، ش 957 . ( 4 ) . انبيا ، آيهء 16 - 18 . ( 5 ) . ب : « غيب » . ( 6 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 433 ، ح 12 .